تاریخ امروز: دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳   -   Monday, December 22, 2014

 قواعد بخش پذیری بر اعداد 1 تا 20
تعداد مشاهده مقاله: 14629
 هوش عاطفی (هیجانی) چیست؟
تعداد مشاهده مقاله: 1423
 کارایی نیمکره های مغز
تعداد مشاهده مقاله: 1412
 انواع هوش از دید هوارد گاردنر
تعداد مشاهده مقاله: 1049
 زبان‌آموزی، مغز را متحول می‌کند
تعداد مشاهده مقاله: 977
 از تفکر عمودی تا تفکر جانبی
تعداد مشاهده مقاله: 975
 هوش معنوی چیست؟
تعداد مشاهده مقاله: 962
 راز هایی در مورد مغز اینشتین
تعداد مشاهده مقاله: 957
 مغز چگونه فعالیت می کند؟
تعداد مشاهده مقاله: 926
کد مطلب: 56
تاریخ انتشار چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱
تعداد بازدید 1821 بازدید
تعداد آراء 3 رای
تعداد دیدگاه ها 0 دیدگاه

زندگی نامه دانشمند و ریاضی دان بزرگ ایرانی، ابوریحان بیرونی


بیوگرافی بزرگان ریاضی: ابوریحان بیرونی

نام: ابوریحان محمد بن احمد بیرونی
تولد: زادهٔ ۱۴ شهریور ۳۵۲ (۲۹ ذیقعده ۳۶۲ قمری) -  کاث، خوارزم (شهر كارا ـ كلپاكسكایا كنونی واقع در ازبكستان)
درگذشت: درگذشتهٔ ۲۲ آذر ۴۲۷ (۲۷ جمادی‌الثانی ۴۴۰ قمری) -  غزنین (غزنه كنونی در افغانستان)
شهرت: ریاضی دان، منجم، تقویم شناس، هندشناسی

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (زادهٔ ۱۴ شهریور ۳۵۲، کاث، خوارزم - درگذشتهٔ ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنین)، دانشمند بزرگ و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس و تاریخ‌نگار ایرانی سده چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را بزرگ‌ترین دانشمند مسلمان و یكی از بزرگ‌ترین دانشمندان همه اعصار می‌دانند. همین‌طور او را پدر علم انسان‌شناسی و هندشناسی می‌دانند.
 
دانشنامه علوم چاپ مسکو، ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده‌است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها و تالار کتابخانه‌ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده‌اند.

 
ابوریحان بیرونی، استاد جاوید
 
کتاب‌ها و کارهای بیرونی:
 
بیرونی که بر زبان‌های یونانی، هندی و عربی هم چیره بود، کتب و رسالات بسیار که شمار آنها را بیش از ۱۴۶ گزارش کرده‌اند نوشت که جمع سطور آنها بالغ بر ۱۳ هزار است. مهم‌ترین آثار او التفهیم در ریاضیات و نجوم، آثار الباقیه در تاریخ و جغرافیا، قانون مسعودی که نوعی دانشنامه‌است و کتاب تحقیق ماللهند درباره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی کتاب دانشنامه خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاکم وقت کرد، ولی هدیه او را که سه بار شتر سکه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت که که کتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته‌است، نه پول.
 
بیرونی، هم‌دورهٔ بوعلی سینا بود که در اصفهان می‌نشست و با هم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند.
 
بیرونی در جریان لشکرکشی‌های محمود غزنوی به هند (پاکستان امروز بخشی از آن است) امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و در باره اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب «هندشناسی» اوست.
 
از دیگر آثار وی می‌توان به کتاب الصیدنه فی الطب اشاره کرد که کتابی است در باره گیاهان دارویی و با تصحیح دکتر عباس زریاب خویی منتشر شده‌است.
 
ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی

آثار بیرونی:

تحقیق ماللهند: موضوع این کتاب مذهب و عادات و رسوم هندوان و نیز گزارشی از سفر به هند است.
 
قانون مسعودی: کتابی است در نجوم و تقویم شامل یازده بخش. در این کتاب بخشهایی مربوط به مثلثات کروی و نیز زمین و ابعاد آن و خورشید و ماه و سیارات موجود است.
 
التفهیم لاوایل صناعة التنجیم: این کتاب نیز در نجوم و به فارسی نوشته شده‌است و برای مدت چند قرن متن کتاب درسی برای تعلیم ریاضیات و نجوم بوده‌است.
 
الجماهر فی معرفة الجواهر: بیرونی این کتاب را به نام ابوالفتح مودود بن مسعود تألیف کرد و موضوع کتاب معرفی مواد معدنی و مخصوصاً جواهرات مختلف است. ابوریحان در این کتاب فلزات را بررسی کرده و نوشته‌است. او نظریّات و گفته‌های دانشمندانی مانند ارسطو اسحاق الکندی را درباره حدود سیصد نوع ماده معدنی ذکر کرده‌است.
 
وی در این کتاب به شرح فلزها و جواهرهای قاره‌های آسیا، اروپا و آفریقا می‌پردازد و ویژگی‌های فیزیکی ماند بو، رنگ، نرمی و زبری حدود ۳۰۰ نوع کانی و مواد دیگر را شرح می‌دهد و نظریه‌ها و گفتارهای دانشمندان یونانی و اسلامی را دربارهٔ آن‌ها بیان می‌کند.
 
الصیدنة فی الطب: این کتاب دربارهٔ داروهای گیاهی و خواص و طرز تهیه آن‌ها نوشته شده‌است.
 
آثار الباقیه عن القرون الخالیه (اثرهای مانده از قرن‌های گذشته): ابوریحان در این کتاب مبدأ تاریخ‌ها و گاه‌شماری اقوام مختلف را مورد بحث و بررسی قرار داده‌است. از جمله این اقوام - ایرانی‌ها - یونانی‌ها - یهودی‌ها - مسیحی‌ها عرب‌های زمان جاهلیت و عرب‌های مسلمان نام برده و درباره اعیاد هر یک به تفصیل سخن گفته‌است. این کتاب را می‌توان نوعی تاریخ ادیان دانست.
استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاصطرلاب: در باب ارائهٔ روش‌های مختلف ساخت انواع اسطرلاب است
 

ترجمه‌ها:
بیرونی بر اثر سفرهای بسیار به هند به زبان‌های هندی و همچنین سانسکریت چیره بود و کتاب‌های مختلفی را از هندی به عربی ترجمه کرد که عبارتند از: سیدهانتا، الموالید الصغیر، کلب‌یاره.
 
او همچنین داستان‌هایی را از پارسی به عربی ترجمه کرده‌است. از جمله این داستان‌ها می‌توان شادبهر(حدیث قسیم السرور)، عین الحیات، داستان اورمزدیار و مهریار و همچنین داستان سرخ‌بت و خنگ‌بت(حدیث صنمی البامیان) را نام برد.


 
طراحی از کتاب فارسی بیرونی
یک طراحی از کتاب فارسی بیرونی.
در این نمایه، شماری از گام‌های ماه به تصویر کشیده شده‌است.
 
 
شرح زندگی:
ابو ریحان بیرونی در خوارزم، منطقه ای كه در مجاورت دریای آرال قرار دارد و امروزه همه آن را به نام كارا كلپاكسكایا می شناسند، به دنیا آمد. كاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می رفتند. بیرونی در نزدیكی كاث به دنیا آمد و نام شهری كه در آن متولد شد را به افتخار او، بیرونی نام نهادند. او در هر دو شهر كاث و جورجانیه زندگی كرد و پرورش یافت و مطالعه و تحصیل علم را درحالی كه خیلی جوان بود تحت نظر ریاضی دان و ستاره شناس مشهوری به نام ابونصر منصور، آغاز نمود. بیرونی از سن 17 سالگی به انجام فعالیتهای علمی مهم و ویژه ای پرداخت. وی در سال 379 با مشاهده بیشترین ارتفاع خورشید، عرض جغرافیایی شهر كاث را محاسبه كرد.

فعالیتهای دیگری كه بیرونی به عنوان یك مرد جوان و كم تجربه انجام داد، بیشتر نظری بود. قبل از سال 384 (زمانی كه22ساله بود) چندین اثر كوتاه از خود برجای گذاشت. یكی از آثار موجود او تحت عنوان "نقشه كشی" (Cartography) اثری است كه در آن به بررسی نقشه های جغرافیایی پرداخته است. در این اثر، او علاوه بر این كه نقشه نیم كره را روی صفحه سطح ترسیم كرده است، نشان داده كه تا سن 22 سالگی بسیار مطالعه داشته، چرا كه او مجموعه كاملی از نقشه هایی كه دیگران رسم كرده اند را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و موارد مربوط به آنها را دراین رساله مورد بحث قرار داده است. زندگی نسبتاً آرام بیرونی تا این مرحله، پایان غیرمنتظره ای به همراه داشت.

در اواخر قرن چهاردهم و اوایل قرن پنجم در عالم اسلام شورش عظیمی برپا شد و در منطقه ای كه بیرونی در آن زندگی می كرد، جنگ های داخلی در حال وقوع بود. در این زمان خوارزم بخشی از فرمانروایی سامانیان و بخارا مركز آن به شمار می رفت. حكومت زیار با پایتختش در گرگان در كنار دریای خزر از دیگر حكومت های این منطقه بود. از طرف غرب، خاندان آل بویه بر سراسر ناحیه بین دریای خزر و خلیج فارس و همچنین بین النهرین حكومت می كرد. سلسله پادشاهی دیگری كه به سرعت طلوع كرد، سلسله غزنویان بود كه پایتختشان را شهر غزنه در افغانستان اختیار كردند. این حكومت نقش مهمی را در زندگی بیرونی ایفا كرد.

بنو عراق از جمله فرمانروایان منطقه خوارزم بود و ابونصر منصور ـ استاد بیرونی ـ یكی از امیران آن خاندان به شمار می رفت. در سال 384 حكومت بنو عراق با یك قیام سرنگون شد. بیرونی به هنگام شروع جنگ داخلی از آن منطقه گریخت اما اینكه برای استاد بیرونی ـ ابو نصر منصور ـ چه اتفاقی افتاد، معلوم نیست. بعدها، بیرونی در مورد این وقایع نوشت:

بعد از اینكه چند سال در آن منطقه به سختی زندگی كردم، با اجازه حاكم وقت به زادگاه خود بازگشتم اما مرا وادار به انجام امور مادی و دنیوی كردند كه موجب حسادت ورزیدن ابلهان گردید اما خردمندان از این امر متاسف شدند.

دقیقا معلوم نیست كه بیرونی به هنگام گریختن از خوارزم به كجا رفت. او باید به شهر ری رفته باشد و بدون تردید مدتی را در شهر ری زندگی كرده است. بر اساس نوشته هایش، او هیچ پشتیبانی نداشت و با فقر و تنگدستی در شهر ری زندگی می كرد. خجندی ستاره شناسی بود كه با دستگاه بسیار بزرگی كار می كرد او خودش این دستگاه را ساخته و آن را روی كوهی بالا تر از شهر ری قرار داده بود تا بدینوسیله عبور نصف النهاری خورشید را نزدیك انقلابین مشاهده كند. او در روزهای 4  و 5 جمادی الاول سال 384، انقلاب تابستانی را مشاهده كرد و در روزهای 8 و 9 ذیقعده سال 384، شاهد انقلاب زمستانی بود و بدین ترتیب او توانست مایل بودن دایره البروج و همچنین عرض جغرافیایی شهر ری را محاسبه كند اما هیچ یك از این دو محاسبه دقیق نبود.


 
ذات السدس: ارتفاع سنج خورشید و ستارگان
 
خجندی در مورد مشاهداتش و همچنین دستگاه ذات السُدس (sextant دستگاه سنجش ارتفاع خورشید و ستارگان) با بیرونی به بحث و بررسی می پرداخته. پس از آن بیرونی در مورد مشاهدات خجندی در كتاب "تحدید النهایات الاماكن " خود گزارشی نوشت و ادعا كرد كه در طول مشاهدات خجندی، دیافراگم دستگاه ذات السُدس بدلیل وزن دستگاه 9 اینچ تنظیم شده است. بیرونی تقریبا علت خطاهای خجندی را دقیق و درست تشخیص می داد. از آنجایی كه خجندی در سال 389 از دنیا رفت می توان به این نتیجه رسید كه بیرونی سالهای بین 384 تا 386 را در شهر ری سپری كرده است. او همچنین باید مدتی از این زمان را در گیلان كه دریای خزر آن را از شمال احاطه كرده است، زندگی كرده باشد چرا كه حدودا در همین زمان كتابی را به حاكم گیلان، ابن رستم تقدیم كرده. ابن رستم با حكومت زیار در ارتباط بود.

تاریخ های معینی را در زندگی بیرونی با اطمینان می دانیم چرا كه او در آثارش وقایع نجومی را شرح داده است و بدین ترتیب این امكان را به ما می دهد تا زمان ها و مكان های دقیق را تعیین كنیم. شرح و توصیف او از ماه گرفتگی روز 13 جمادی الاول سال 387 كه او در كاث شاهد آن بوده است نشان می دهد كه او تا آن زمان به كشور خود باز گشته بوده است. این ماه گرفتگی در بغداد نیز قابل رویت بود و بیرونی ترتیبی داد كه به همراه ابوالوفا بوزجانی در بغداد شاهد این رویداد گردند. مقایسه زمان ها، آنها را قادر كرد تا تفاوت طول جغرافیایی بین دو شهر را محاسبه كنند. بر این امر نیز واقفیم كه در طول این مدت بیرونی بسیار زیاد نقل مكان می كرده است چرا كه تا سال 389 او در گرگان بوده و قابوس ـ حاكم حكومت زیار ـ از او حمایت می كرد. او تقریبا در سال 389 كتاب " آثارالباقیهِ " (Chronology) خود را به قابوس تقدیم كرد و در روزهای 13 ربیع الثانی سال 393 و همچنین 12 شوال سال 393 به هنگام ماه گرفتگی در گرگان بوده. شایان ذكر است كه بیرونی در كتاب " آثارالباقیهِ " خود به هفت اثر قبلی اش اشاره كرده است: یك كتاب در مورد دستگاه اعشاری، كتابی در مورد اسطرلاب، یك كتاب در مورد مشاهدات نجومی، سه كتاب در مورد اخترگویی و نهایتا دو كتاب در مورد تاریخ.

تا 12 شعبان سال 394 بیرونی به وطن خود باز گشته، چرا كه در آن روز شاهد ماه گرفتگی دیگری در جورجانیه بوده. علی بن مامون فرمانروای خوارزم به شمار می رفت و تا زمانی بر این مقام بود كه برادرش ابوعباس مامون به عنوان حاكم، جانشین وی شد. این دو برادر با دو خواهر محمود كه فرمانروای حكومت قدرتمند غزنه بود،  ازدواج كردند. بدین ترتیب، عاقبت سلسله پادشاهی ابو عباس مامون تحت كنترل فرمانروایان حكومت غزنه قرار گرفت.

علی بن مامون و ابو عباس مامون هر دو حامی علم بودند و از تعدادی از دانشمندان عالی رتبه و نخبه در دستگاه حكومتی خود حمایت می كردند. ابو عباس مامون تا سال 394 فرمانروایی می كرد و از آثار علمی بیرونی بسیار حمایت می نمود. نه تنها بیرونی، بلكه ابو نصر منصور ـ استاد سابق بیرونی ـ نیز در این دستگاه حكومتی كار می كرد. بدین ترتیب به هر دو این امكان داده شد تا دوباره با یكدیگر همكاری كنند. بیرونی توانست با حمایت ابو عباس مامون در جورجانیه دستگاهی بسازد كه بوسیله آن عبور نصف النهاری خورشیدی را مشاهده كند. او از 28 ذالحجه سال 406 تا 4 رجب سال 407 با این دستگاه 15 مشاهده به انجام رساند.

جنگ های آن منطقه در فعالیتهای علمی بیرونی و ابو نصر منصور وقفه ایجاد كرد و باعث شد عاقبت آن دو خوارزم را تقریبا در سال 407 ترك كنند. محمود نفوذ خود را در غزنه بیشتر می كرد و در سال 404 از ابو عباس مامون خواست تا خطبه نماز جمعه را به نام او بخوانند. این خواسته او نشان می داد كه خواستار پایان بخشیدن به حكومت مامون است و تلاش می كرد تا كنترل آن منطقه را بدست آورد. بعد از اینكه مامون تقریبا با درخواست محمود موافقت كرد، توسط سپاه خود به قتل رسید چرا كه آنها این عمل او را خیانت تلقی كردند. پس از آن، محمود سپاه خود را به آن منطقه برد و در روز 5 صفر سال 408 كنترل كاث را بدست گرفت. به این ترتیب، بیرونی و ابو نصر منصور به عنوان اسیرهای محمود فاتح وظایف را به وی واگذار كردند.

نوشته های بیرونی مدركی است كه نشان می دهد او یك دوره غیر عادی و عجیبی را در زندگی پشت سر گذاشته و درد و رنج زیادی را متحمل شده است. اما ظاهراً محمود نیز بخاطر برخی از فعالیتهای علمی اش از او حمایت كرده است. گزارشات مربوط به ظلم كردن محمود به بیرونی علی رغم حمایتی كه بیرونی از طرف وی دریافت می كرد، مستند می باشد. از شرح و توصیف وقایع نجومی كه بیرونی به ثبت رسانده است می توان برخی از زمان ها و مكان ها را در این دوره تعیین كرد. در روز 30 جمادی الاول سال 409 او در كابل بوده و علی رغم نداشتن هیچ ابزاری برای مشاهداتش، قادر بود باز هم مشاهداتی به انجام برساند به این ترتیب كه او با ابزاری كه در اختیار داشت، خلاقیت به خرج داد و دستگاهی ساخت كه به وسیله آن بتواند مشاهدات خود را دنبال نماید. در روز 29 ذیقعده سال 409 او در لامقان كه در شمال كابل واقع شده است، شاهد یك خورشید گرفتگی بود. وی اینگونه نوشته است :

"به هنگام طلوع خورشید دیدیم كه تقریبا بر یك سوم خورشید سایه انداخته شد تا اینكه خورشیدگرفتگی كامل شد. "

در طول سالهای 408 تا 410 در حالی كه بیرونی تحت حمایت محمود به سر می برد، در شهر غزنه مشاهداتی به انجام رسانید و بدین ترتیب توانست به طور دقیق عرض جغرافیایی آنجا را تعیین كند. در روز 14 جمادی الاول سال 410 بیرونی در شهر غزنه شاهد یك ماه گرفتگی بود.

ارتباط مابین بیرونی و محمود نیز جالب است. احتمالا بیرونی بنا به ضرورت در دست محمود اسیر به شمار می رفت و برای ترك آن منطقه نیز اختیاری از خود نداشت. با این وجود، رفتن نظامیان محمود به هند نشان می دهد كه بیرونی را به آن كشور بردند. شواهد كمی وجود دارد كه نشان می دهد بیرونی در هند بهره بیشتری می برده است. بیرونی آرزو می كرد محمود رفتار بهتری با او داشته باشد اما بدون شك فعالیت های علمی بیرونی مفید واقع می شد. حدودا از سال 412 سپاه محمود موفق شد كنترل بخشهای شمالی كشور هند را بدست آورد و در سال 416 سپاه او به اقیانوس هند راه پیدا كرد. بیرونی ظاهرا در بخشهای شمالی هند به سر برده است. تعداد بازدیدهای او معلوم نیست اما مشاهداتش او را قادر ساخت تا عرض جغرافیایی یازده شهر در اطراف پنجاب و شهرهای هم مرز با كشمیر را تعیین كند. او معروف ترین اثرش را تحت عنوان "ماللهند" (India) زمانی ارایه داد كه در ان كشور به سر می برد. او این كتاب را در نتیجه مطالعات كامل خود نوشت.

"ماللهند" كتاب حجیم و برجسته ای است كه بسیاری از ابعاد مختلف این كشور را در بر می گیرد. بیرونی در این كتاب به شرح و توصیف دین و فلسفه هند، نظام طبقاتی (طبقه اجتماعی موروثی در هند) و آداب و رسوم ازدواج در هند پرداخته است. او همچنین قبل از اینكه وضعیت جغرافیایی این كشور را مورد بررسی قرار دهد،  دستگاه های نگارش و اعداد هندی ها را مطالعه كرد. علاوه بر این، بیرونی در این كتاب به ستاره شناسی، اخترگویی و سالنامه هندی ها اشاره كرده و مواردی را پیرامون این سه موضوع مورد بررسی و تحقیق قرار داده است.

بیرونی ادبیات هند را به زبان اصلی مطالعه نمود و چندین متن را از زبان سانسكریت به زبان عربی ترجمه كرد. او همچنین چندین رساله در مورد ابعاد ویژه ستاره شناسی و ریاضیات هند نوشت كه برای خودش اهمیت خاصی داشت. او فوق العاده اهل مطالعه بود و در موضوعات: اختر گویی، ستاره شناسی، تاریخ شناسی، جغرافیا، دستور زبان، ریاضیات، پزشكی، فلسفه، دین و مذهب، اوزان و مقیاسات،از ادبیات سانسكریت احاطه داشت.

محمود در سال 420 از دنیا رفت و مسعود ـ پسر بزرگش ـ جانشین او شد. اما این جانشینی زمانی صورت گرفت كه قبل از آن وضعیت سیاسی حادی به وجود آمده بود كه دو پسر محمود سعی می كردند تا از پدرشان به عنوان فرمانروا تبعیت كنند. ظاهرا بیرونی مطمئن نبود چه كسی جانشین خواهد شد چرا كه او تصمیم گرفته بود كتاب خود را تحت عنوان "ماللهند" كه در آن زمان به چاپ رسید، به كسی تقدیم كند. بهتر بود كتاب را به كسی تقدیم نكند تا اینكه شخصی را به اشتباه بر گزیند. مسعود نشان داد كه به عنوان فرمانروا بیش از پدرش نسبت به بیرونی لطف دارد و با مهربانی با او رفتار می كند. گر چه بیرونی در زمان فرمانروایی محمود یك اسیر واقعی به شمار می رفت، ظاهرا برای رفتن به هر جایی كه می خواست، كاملا آزاد بود.

تعداد كلی آثار بیرونی در طول زندگی اش تحسین برانگیز است. كندی نوشته است : بیرونی حدودا 146 اثر از خود بر جای گذاشته است كه هر كدام مجموعا شامل 13000 صفحه می باشد (هر صفحه همانند صفحات چاپی كتاب های جدید است). برخی از آثار بیرونی را قبلا ذكر كردیم اما آثار وی در حقیقت تمام علم زمانه اش را در بر می گیرد. كندی نوشته است:

بیرونی به مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و همچنین در وجود انسان گرایش بسیاری داشت. در بین علوم مختلف، علاقمند به آنالیز ریاضی بود و در این زمینه استعداد زیادی داشت.

پیشتر به مشاهدات نجومی بیرونی بسیار اشاره كردیم. بیرونی در مقایسه با بطلمیوس در مورد خطاها نظر مساعدتری داشت. نویسنده می نویسد: بطلمیوس بر این عقیده بود كه از میان مشاهداتش، معتبرترین را بر گزیند (یعنی مشاهداتی را انتخاب كند كه با نظریاتش هماهنگ است) و به خوانندگان آثارش در مورد كنار گذاشتن و نادیده گرفتن آن‌دسته از مشاهداتش كه انتخاب نشدند، چیزی نگوید. از طرف دیگر، بیرونی خطاهای مشاهداتش را از نظر علمی بیشتر مورد بررسی قرار می داد و هنگامی كه برخی از آنها را به عنوان مشاهداتی كه دقیق تر بودند، انتخاب می كرد، دیگر مشاهداتی را كه دارای خطا بودند و كنار گذاشته می شدند را نیز ارایه می داد. او همچنین نسبت به خطاهای محاسباتش حساسیت نشان می داد و همیشه سعی می كرد تا كمیت هایی را مشاهده كند كه برای رسیدن به جواب به كمترین دستكاری نیاز دارد.

"سایه ها" (Shadows) یكی از مهمترین آثار بیرونی است كه حدودا در سال 411 نوشته شده است. روزنفلد به طور مفصل در مورد این اثر بیرونی نوشته است. محتوای این اثر بیرونی شامل موارد زیر است : اصطلاحات عربی سایه ها و تصویرها،  پدیده های جدید و غیر عادی از جمله تصویرها،  gnomonics، تاریخچه تانژانت و تابع های متقاطع.

این كتاب به شرح مقاله هایی كه بیرونی در زمینه ریاضیات نوشته است، می پردازد. این مقاله ها شامل موارد زیر می باشد: حساب نظری و عملی، برآیند دسته ها، آنالیز تركیبی، قانون 3، اعداد گنگ، نظریه خارج قسمت، تعاریف مفاهیم جبری، شیوه های حل معادله های جبری و مسایلی كه تنها با خط كش و پرگار حل نمی شدند، منحنی های مخروطی، فضاسنجی، تصویرگنج‌نگاری، مثلثات، قانون سینوس در صفحه، حل مثلثات كروی.

بیرونی همچنین مقاله هایی در مورد زمین پیمایی و جغرافی ارایه داد. او شیوه های اندازه گیری زمین و فاصله های روی آن را از طریق مثلث بندی معرفی نمود. او شعاع زمین را  6339.6 ارزیابی كرد كه این اندازه تا قرن دهم در كشورهای غربی بدست آورده نشده بود. كتاب " قانون مسعودی" (Masudic Canon) وی شامل جدولی است كه مختصات ششصد مكان را ارایه می دهد و او در مورد همه این مكانها دانش كافی داشت. البته بیرونی همه آنها را خودش اندازه گیری نكرده است. برخی از آنها را از جدول مشابهی كه خوارزمی عرضه كرده بود، گرفته است. نویسنده اظهار می دارد كه بیرونی ظاهرا در مورد ارقامی كه خوارزمی و بطلمیوس ارایه كرده بودند، به این نتیجه می رسد كه ارقام ارایه شده توسط خوارزمی دقیق تر است.

بیرونی همچنین در مورد هماهنگی زمان رساله ای نوشته است. او چندین رساله نیز در مورد اسطرلاب نوشته و به شرح و توصیف تقویم ماشینی پرداخته است. او مشاهدات جالبی در مورد سرعت نور به انجام رساند و اظهار داشت كه سرعت نور در مقایسه با سرعت صوت بسیار زیادتر است. او از كهكشان راه شیری به عنوان "مجموعه ای از اجزا بیشمار طبیعت ستارگان سحابی" یاد كرد.

هیدرواستاتیك موضوعی در علم فیزیك است كه بیرونی مورد مطالعه قرار داد و از وزنهای ویژه، اندازه های دقیقی ارایه داد و به شرح نسبتهای بین چگالی طلا، جیوه، سرب، نقره، برنز، مس، برنج، آهن و قلع پرداخت. او نتایج را به عنوان تركیبی از اعداد به صورت  1/n نشان داد.
(n = 2, 3 , 4 ,... 10) .

دانشمندان دیگر بسیاری از نظریات بیرونی را در جلسات بحث و گفتگوهایشان مورد بررسی قرار دادند. ازمدتها پیش، بیرونی با استادش ـ ابو نصر منصور ـ همكاری داشت، هر كدام از آنها از دیگری می خواست تا بخش خاصی از كار را به عهده بگیرد تا بدین ترتیب كار خود را به تایید برساند. او به طرز ستیزه جویانه ای با ابو علی سینا در مورد ماهیت نور و گرما مكاتبه می كرد. 18 نامه از ابو علی سینا كه در جواب سوالهایی كه بیرونی مطرح كرده، موجود می باشد. این نامه ها در بر گیرنده موضوعات زیر است : فلسفه، ستاره شناسی و فیزیك. بیرونی با سجزی نیز از طریق نامه در ارتباط بود. همچنین نامه های نیز كه بیرونی به سجزی نوشته است موجود می باشد. این نامه ها مداركی را مبنی بر وجود نسخه های مسطح و كروی قانون سینوس در بر دارد. اظهارات بیرونی بر اساس نظریات استادش ـ ابو نصر منصور ـ بوده است.

نهایتا در مورد شخصیت این دانشمند برجسته باید كم سخن گفته شود. در مقایسه با آثار بسیاری از دانشمندان دیگر، از نوشته ها و كتابهای بیرونی اطلاعات بسیار زیادی بدست آورده می شود. با وجود اینكه كمتر از یك پنجم آثار او باقی مانده است،  به تصویر واضحی از این دانشمند بزرگ دست می یابیم. او مبتكر بزرگ تئوریهای جدید، ریاضیات و یا جز آن نبود. تنها مشاهده گر دقیقی بود كه پیشرو روش تجربی به شمار می رفت. او زبان شناس بزرگی بود كه رساله های موجود را می خواند و به وضوح شاهد پیشرفت علم به عنوان بخشی از حوادث بود. او همیشه مراقب بود این حوادث را در جای مناسب خود قرار دهد. مورخین علم به آثار و نوشته های او علاقه وافری داشتند.

علی رغم فعالیتهای زیادی كه در زمینه اختر گویی انجام داد، ظاهرا اختر گویی را به عنوان علم قبول نداشته است اما از آن به عنوان وسیله ای برای تایید آثار علمی اش استفاده می كرده است. او نسبت به فرقه های مذهبی مختلف یا نژادهای متفاوت تعصب خاصی نشان نمی داد اما همیشه در برابر اعمال مختلفی كه آنها انجام می دادند، حرفی برای گفتن داشت. به عنوان مثال، عربهایی كه موفق به فتح خوارزم شدند، متون قدیمی را از بین بردند چه گناهی می تواند برای دانشمندی همچون بیرونی كه زندگی را وقف علم و دانش و تاریخ می كند، بدتر از آن باشد ـ بیرونی در دین مسیح مسئله عفو و بخشش را مورد توجه قرار داده است. او در كتاب "ماللهند" نوشته است :

قسم می خورم كه زندگی ام یك فلسفه مهم است اما همه مردمی كه در این دنیا زندگی می كنند، فیلسوف نیستند... و در حقیقت از وقتیكه كنستانتین فاتح ـ امپراطور روم ـ به دین مسیح روی آورد، شمشیر و شلاق را به كار گرفتند.

بیرونی به آنهایی كه فكر می كرد احمق هستند، كنایه ای زد. این كنایه مبنی بر جوابی بود كه او به مردی مذهبی داد كه به وسیله ای كه او ساخته بود، ایراد گرفته بود. بر روی این وسیله ماههای بیزانسی حكاكی شده بود و زمان عبادت را نشان می داد. پاسخی كه بیرونی به آن مرد داد، در كتاب "سایه ها" اینگونه آورده شده است :

بیزانسی ها نیز غذا می خورند. پس شما غذا خوردن آنها را تقلید نكنید!!

 
مجسمه ابوریحان بیرونی، تهران، پارک لاله
مجسمه ابوریحان بیرونی، تهران، پارک لاله

اندازه‌گیری قطر و محیط زمین:
 در کتاب قانون مسعودی نوشته است: " در سرزمین هند، کوهی را مشرف بر صحرای همواری یافتم که همواری آن همسان همواری سطح دریا بود. بر قله‌ی آن محل برخورد ظاهری آسمان با زمین، یعنی دایره‌ی افق را اندازه گرفتم که از خط مشرق و مغرب به اندازه‌ی اندکی کم‌تر از ثلث و ربع درجه، انحطاط داشت و من آن را 34 دقیقه محسوب داشتم. سپس ارتفاع کوه را از طریق رصد کردن قله‌ی آن از دو نقطه الحجر این قله، که بر یک امتداد بودند، اندازه گرفتم که مساوی ششصد و پنجاه و دو ذراع در آمد... و چون حساب کردم، تقریبا 58 میل درآمد و از این‌جا به درستی اندازه‌گیری منجمان مأمون اطمینان یافتم." او در پایان کتاب اسطرلاب، روش ریاضی به دست آوردن شعاع، محیط، مساحت و حجم کره‌ی زمین را شرح داده است.

لحظه ی درگذشت:
فقیه ابوالحسن علی گوید : "آنگاه كه نفس در سینه او به شماره افتاده بود بر بالین وی حاضر آمدم. در آن حال پرسید : حساب جدات فاسده را كه وقتی مرا گفتی - بازگوی كه چگونه بود؟ گفتم اكنون چه جای این سوال است؟ گفت ای مرد كدام یك از این دو بهتر؟ این مساله را بدانم و بمیرم یا نادانسته و جاهل در گذرم؟ و من آن مساله بازگفتم - فرا گرفت و از نزد وی بازگشتم و هنوز قسمتی از راه را نپیموده بودم كه شیون از خانه او برخاست."
 


 
سلطان محمود غزنوی و درباریان!
سلطان محمود غزنوی و درباریان
 
حکایت: پادشاهان چون كودك باشند!
نظامی عروضی،  در چهار مقاله ی خود می نویسد : محمود غزنوی روز ی در قصر خود نشسته بود،  خطاب به ابوریحان بیرونی گفت:

من از كدام یك از این چهار در بیرون خواهم رفت؟ حساب كن و در پاره ای از كاغذ بنویس. بوریحان با كمك گرفتن از اسطرلاب حساب كرد و بر كاغذی نوشت. سپس محمود فرمان داد كه تیشه و بیل آوردند و یك در دیگری كه در پنجمی باشد، كندند و از آن در بیرون رفت.

وقتی كاغذ ابوریحان را آوردند، دیدند نوشته است: از چهار در بیرون نشود. بر دیوار مشرق دری بكنند  و از آن در بیرون رود.

محمود سخت عصبانی شد، دستور داد او را از بام به زمین اندازند. اتفاقا بیرونی بر دامی افتاد و آهسته بر زمین فرود آمد. پس از چندی محمود از كرده ی خویش پشیمان شد. خواجه حسن میمندی جریان را گفت و ابوریحان را نزد محمود برد.

محمود گفت: اگر هیچ چیز بر تو پوشیده نیست چرا بر این حال واقف نبودی؟

ابوریحان طالع خود را بیرون آورد و در آن جا از این ماجرا خبر داده بود. محمود باز در غضب شد.شش ماه او را زندانی كرد. پس از ان كه سلطان محمود اجازه ی آزادی او را داد خطاب به وزیر خود گفت: پادشاهان چون كودك باشند سخن بر وفق مراد ایشان باید گفت و به ابوریحان گفت:

ای ابو ریحان اگر می خواهی كه از من برخوردار باشی سخن بر مراد من گوی نه بر سلطنت علم خویش!
منبع حکایت: كتاب كوتاه و خواندنی از تاریخ نوشته ی مراد علی توانا
 
 
علی اكبر دهخدا درباره ابوریحان بیرونی و آثار او می گوید:
 
در هزار سال پیش برد و تسطیح از تسطیحات چهارگانه كره متفطن گشتن - نوع چاه آرتزین كشف كردن - به استخراج (جیب درجه واحد {سینوس یك درجه }) توفیق یافتن- بالاتر از همه بنای علوم طبیعی بر ریاضی نهادن و قرنها پیش از بیكن برای حل معضلات علمی و فنی متوسل به استقرا شدن و صدها سال مقدم بر كپرنیك و گالیله در مسمع مرآی پادشاهی چون محمود در عقیده متحرك بودن زمین اصرار ورزیدن - برای معرفت اجمالی در این داهی كبیر كافی است.

 
منابع:
تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، جلد اول، صفحهٔ ۲۸۲
تحلیل نثر فارسی ابوریحان بیرونی و برخی از فواید لغوی التّفهیم، اسماعیل حاکمی
خانه ریاضیات اصفهان.
http://www-gap.dcs.st-and.ac.uk/~history/Biographies/Al-Biruni.html

گردآوری: گروه تدوین محتوای kenken.ir


مشاهده تصاویر ابوریحان بیرونی در گالری تصاویر...

کل آرا: 3
امتیاز شما:
کن کن: هوش ریاضی، پازل های هوش
بخش نظر دهی غیر فعال می باشد